افکار پشت چراغ قرمز

افکار پشت چراغ قرمز

تاملات گهگاهی فریبرز نعمتی telegram: @tammollaat
افکار پشت چراغ قرمز

افکار پشت چراغ قرمز

تاملات گهگاهی فریبرز نعمتی telegram: @tammollaat

گزارش موردی پویش‌های فضای مجازی در انتخابات دوره یازدهم مجلس (قسمت دوم)


تحلیلی بر پویش فضای مجازی ستاد جناب آقای دکتر نصیرپور سردهائی


توجه: برای اینکه این یادداشت کاملا برای شما قابل فهم باشد حتما بایست سه یادداشت قبل از این یادداشت را در همین وبلاگ مطالعه فرمائید. 


در دوره دهم انتخابات مجلس، اعضا و هواداران ستاد دکتر نصیرپور در فضای مجازی نکته قوت این ستاد بودند و توانسته بودند بر مبنای موج مطالبه ملی که به لیست امید منتهی شده بود، در شهرستان سراب نیز متاثر از همان موج ملی، کمپین یا پویش قابل احترامی را شکل دهند.


اعضای قلم به دستی نیز پشتیبانی حرفه‌ای و قابل اعتنایی از این ستاد داشتند. از جمله آقایان رافعی، مستفید، بقایی، بیغم، اکبری، عیاری، سلوکی، نگاهی و سایر دوستان فعال در فضای مجازی تا جوان اول با اخلاقی چون مسیح ریحانی. زمین بازی هم گروه تلگرامی "کافه خبر سراب" بود.


اما دوره یازدهم انتخابات مجلس شورای اسلامی حکایتی دیگر داشت. معبر اصلی عملیات گروه تلگرامی " رادیو‌سراب" بود. به مدیریت مهندس مستفید که توقعات از آن بسیار بالا بود.


بر خلاف انسجام عملیاتی ستاد دکتر داوودی، در فضای مجازی؛ ستاد دکتر نصیرپور پویایی و  انسجام دوره قبلی را نداشت و خط عملیاتی مشخص نبود. آن افراد هم یا نبودند، یا اگر بودند ترجیح می‌دادند سکوت کنند، بنا به دلایل متفاوتی. اندک افراد باقی‌مانده هم در پست‌های تخصصی خود بازی نمی‌کردند. هافبک تهاجمی شده بود دروازه‌بان و دروازه‌بان شده بود سانتر فوروارد (مهاجم نوک حمله).


این بی‌نظمی باعث شده بود، مجموعه‌ای از نیروهای ستادی و غیرستادی بلبشویی در فضای مجازی خلق کرده بودند که نتیجه آن نامبارک و ناموفق بود. متن‌هایی مختصر در حد یک پاراگراف را بدون مقدمه و موخره به اسم نقد با کیفیتی نازل در گروه‌ها منتشر می‌کردند و بر این تصور بودند که گویا کاری کرده‌اند کارستان.


 احتمالا در اتاق فکر این ستاد یک تحلیل غالب شکل گرفته بوده است. آن تحلیل هم این بود که در دوره قبلی به شخصیتی با نام امیر حسینی که یک اکانت با نام و نشان دروغین (اکانت فیک) بود فضای مجازی را باخته‌اند. پس این بار با استفاده از اکانت‌های فیک با تعداد زیاد، جهنمی را برای ستاد رقیب خواهند ساخت که درسی فراموش نشدنی برای آنها باشد. 


غافل از اینکه این تحلیل، فرمول کامل شکست بود. 


آنها به اشتباه به نقطه قوت حریف در دوره قبلی انتخابات زده بودند. تاوان این نشانه‌گیری اشتباه شکستی دوباره، این بار از شخصیتی به نام سیدیاور فاطمی (اکانت با نام و نشان دروغین)بود.


یعنی دو بار شکست از یک نقطه...

با این تفاوت که بار اول فقط نتیجه واگذار شد، اما جایگاه اجتماعی ستاد تبلیغاتی بالا رفت. این بار هم نتیجه، هم اعتبار اجتماعی ستاد واگذار شد.

 در حالی که نقطه قوت ستاد آقای نصیرپور بهره‌مندی از قلم به دستانی شناخته شده در سطح شهرستان بود. به عبارت بهتر قلم به دستان اصلی این ستاد می‌توانستند با مستندنگاری، انتقادهایی کوبنده از ستاد مقابل داشته باشند. به نظر نگارنده اگر هر یک از  نویسندگان مستعد این ستاد، حتی سه یادداشت علمی و مستند در راستای انتقاد از عملکرد دکتر داوودی( رقیب انتخاباتی) ارائه می‌دادند، می‌توانستند با مجموع پانزده یادداشت یا مقاله مستند، تاثیر خیره‌کننده‌ای بر نتیجه انتخابات داشته باشند. شاهد این ادعا انتشار یک مقاله انتقادی از پیمان عیاری از اعضای ستاد، در نقد مسئولین شهرستان و استان در باب پروژه راه‌سازی در فصل زمستان بود که توانست تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر تمرکز رقیب انتخاباتی داشته باشد. اما مدیریت ستاد دکتر نصیرپور، آن ستادی نبود که توانایی بازی با باقی‌مانده‌های سواره نظام دوره قبل را داشته باشد.


 آنها پدافندی شده بودند که خشاب‌اش خالی از راکت بود.


 تنها در روز آخر تبلیغات، دو متن با کاربری انتخاباتی از سوی جناب مستفید شلیک شد که نه در تعداد و نه در انتخاب زمان شلیک دقت کافی را نداشت. 


ستاد زمان خود را با دادن دروس پرستو‌شناسی و دُرناشناسی (نام گذاری در لفافه برای اعضای ستاد مقابل و تخریب فعالین ستادی رقبا)یعنی کلا پرنده‌بازی، برای مردم سراب، وقت خود را در فضای مجازی تلف می‌کرد!!! 


اما گزارش روزهای آخر...


عملیات با شاید حدود بیست‌و‌پنج اکانت فیک در روزهای آخر کلید خورد. معبر عملیاتی آنها نیز گروه تلگرامی رادیوسراب شد. از این بیست و پنج اکانت حدود دوازده الی پانزده اکانت فعالیت بیشتری داشتند. یک سر طیف اکانت‌هایی با نام‌هایی چون حاج‌حیدر کرار و امیرحسینی کُپی بود در میانه به اکانت‌هایی چون احمد و دلاور می‌رسید و در نهایت به اسحاق رئوف و در آخرین روزها به علی تدین ختم می‌شد. 


اعضای ستاد از قابلیت به اشتراک‌گذاری اکانت نیز استفاده می‌کردند و مدیریت اکانت‌ها را گاه به صورت اشتراکی داشتند. یعنی ممکن بود برای مثال اکانت دلاور به وسیله چند نفر اشتراکی اداره شود و شما متوجه نشوید نویسنده فعلی، نویسنده قبلی هست یا نه؟ یا مثلا اکانت دلاور و محمد گرداننده مشترک شاید داشت.


به ابتذال کشاندن شیوه‌های جنگ روانی از نقاط ضعف دیگر برخی فعالان این ستاد بود. شروع کردن انتقادات با ادبیاتی همچون چَک زدن، سیلی زدن، گُل زدن و ... از جمله اعمال اشتباهی بود که از میانه کار به ضد خود تبدیل شد و بیشتر ریزش آراء را داشت تا تقویت آراء. قاطار گَلدی(قطار آمد) و توربین گِتددی(توربین بادی رفت)... [اشاره به پروژه‌های ادعایی نماینده دوره دهم در قالب نقد و طنز] از جمله کارهای ناشایست دوستان بود، که فضای جدی تبلیغاتی را با کوچه قهوه‌خانه مجید(بَی) بیگ(قهوه‌خانه‌ای معروف و قدیمی در شهرستان سراب) اشتباه گرفته بودند.


فحاشی با استفاده از بعضی از این اکانت‌ها اشتباه دیگری بود که ستاد آقای نصیرپور مرتکب شد. هم باعث تندتر شدن منتقدین شد و هم نقطه ضعفی را که در دوره قبلی ستاد دکتر داوودی داشت این بار این ستادِ معروف به ستادِ اخلاقی‌تر برای خود برگزید و سقوط اخلاقی کرد. 


تنها اکانتی که شناسنامه‌دار از این گروه به آن گروه و از گروهی به گروه دیگر پابرهنه می‌دوید و از جان و دل با ترفندهای ستادهای مقابل گلاویز می‌شد آقای سلوکی بود. گهگاه دوستان هم می‌آمدند اما بلاتکلیف و بی‌برنامه بودند زیرا استراتژی اصلی در اتاق فکر بر پایه اکانت‌های فیک بنا شده بود و چیزی برای گفتن با اکانت‌های واقعی باقی نمانده بود.


نتیجه اینکه اگر بخواهیم بر مبنای مطالب رد‌و‌بدل شده در دو گروه  تلگرامی رادیو‌سراب و سراب‌مدرن به ارزیابی عملکرد این ستاد در فضای مجازی بپردازیم:

(نه گروه‌های حامیان کاندیداها که توقعی از آنها نبود) فعالیت این ستاد در فضای مجازی نسبت به دور قبلی به شدت قابل انتقاد بود و نمره مردودی "نسبت به خود" گرفت به دلایلی چون...


۱عدم بهره‌مندی از نیروهای نظری قابل دسترس ستاد در طرح بحث‌های جدی

فقدان استراتژی کلی ستاد در فضای مجازی و باری به هر جهت بودن آن

اُفت سطح ادبیات ستاد و عدم احترام به بزرگان

 وارد شدن به فضاهای فحاشی و هتاکی در حالی که دور قبلی ستاد از این گونه الفاظ به دور بود. 

و در نهایت

 عدم درک این نکته کلیدی، که شخصیت‌پردازی برای اکانت‌های فیک یک نکته کلیدی برای جنگ رسانه‌ای در این فضاها و دوران‌هاست. نه تعداد آنها. برخلاف اکانت‌های شاخص رقیب  که به این نکته آگاهانه یا ناآگاهانه واقف بودند به مانند: 

امیرحسینی  اصلی(در دوره دهم)  تیپ: کارمند بازنشسته، مذهبی، با بیماری قلبی حاد که تنها رسالت‌اش نجات سراب است و عدم انتخاب رقیب

و

 سیدیاور فاطمی (در دوره یازدهم) آبدارچی یک مکان خیالی با شخصیتی فضول که از روی نوشته‌های احمد زیدآبادی دزدکی نوشته‌هایش را می‌خواند. رند، زیرک، مودب با قابلیت زیرآب رئیس را زدن. 


فریبرز  نعمتی


@tammollaat

گزارش موردی پویش‌های فضای مجازی در انتخابات دوره یازدهم مجلس در سطح یک شهرستان

گزارش موردی پویش فضای مجازی جناب آقای دکتر داوودی نماینده منتخب دوره یازدهم مجلس از شهرستان سراب


کمپین یا پویش‌های انتخاباتی ناگزیر از همراه کردن خود با تکنولوژی‌های نوین ارتباطی زمان هستند. شاید این شکل جدی استفاده از فضاهای مجازی از کشفیات ایرانی‌ها باشد. فضاهای مجازی در انتخابات‌های سال‌های اخیر به سبب رشد شبکه‌های اجتماعی، ابعاد جدیدتری را نیز پیدا کرده‌اند. به همین سبب بررسی آنها و نحوه عملکرد آنها بهانه‌ای شد تا به نحوه فعالیت دو ستاد انتخاباتی در شهرستان سراب با دقت بیشتری پرداخته شود. در این قسمت به عملیات تبلیغاتی ستاد آقای دکتر داوودی خواهم پرداخت و در یادداشتی دیگر به وضعیت ستاد آقای نصیرپور در این حوزه دقت بیشتری خواهیم کرد.

در فضای مجازی عملکرد این ستاد را می‌توان به دو دوره تقسیم‌بندی کرد.

الف) دوره ما قبل ده روز آخر تبلیغات

ب) دوره ده روز آخر تبلیغات.

نکته اول و مهم این است که در رقابت‌های انتخاباتی اطلاع‌رسانی له یا علیه کاندیداهای نمایندگی امری پذیرفته شده است، به شرطی که تفاوت افشاگری و اطلاع‌رسانی با تهمت‌زنی، اتهام‌زنی و برچسب‌زنی شناخته شده و به صورت عمیقی نهادینه شده باشد.

اینکه اشتباه‌ها، خطاها و کم‌کاری‌های یک نامزد وکالت مجلس بیان و عریان شود حق مسلم جامعه رای دهنده است. حتی فهمیدن زوایای متفاوت زندگی یک نامزد انتخاباتی، امروزه در جهان امری شایع و پذیرفته شده است. 


اما عملکرد این ستاد در فضای مجازی چگونه بود؟ چه کرد؟ و نقش اکانت‌های فیک و واقعی در آن چه بود؟

الف) دوره قبل از ده روز آخر:

به سبب تعلل شورای نگهبان در اعطای صلاحیت به جناب آقای دکتر نصیرپور و خانم بهمنی، تحلیل کلی ستاد دکتر داوودی این بود که انتخابات آرام و ساده‌ای خواهند داشت. حتی اعضای برجسته ستاد ایشان در فضای مجازی مثل آقایان امین صدیق و علی باقریان اعلام کردند که فضای مجازی تاثیری بر روی انتخابات این دوره نخواهد داشت. اما ستاد رقیب اعتقاد داشت که فضای مجازی نقش تعیین کننده‌ای را رقم خواهد زد.


تراکم انرژی‌ای که به سبب انتظار طرفداران آقای نصیرپور برای گرفتن صلاحیت به وجود آمده بود، منتظر یک جرقه بود. زمانی که آخرین روز، صلاحیت جناب نصیرپور تایید شد فنر متراکم شده این ستاد رها شد و انرژی بسیاری را در پویشگران این ستاد آزاد ساخت، که نشانه‌هایی از تصرف فضای مجازی به دست این ستاد داشت.


این تحول، در کنار ورود چند ساعته و ناگهانی امیر صنعتی کاندیدایی که سابقه نمایندگی از این شهرستان را داشت و دوره یازدهم از حوزه انتخابیه تهران ثبت نام کرده بود و در میانه راه به سبب مساعد بود شرایط رقابت حوزه خود را به سراب انتقال داد و خروج ناگهانی‌تر او ستاد دکتر داوودی را آچمز کرد. ستاد نیاز به یک بازآرایی نیروها و به دور انداختن تحلیل قبلی داشت و تغییر استراتژی در فضای مجازی درک شد.

ب) دوره ده روز آخر تبلیغات

مثلث اکانت‌های واقعی، اکانت‌های فیک و اکانت‌های فحاش در دوره دهم انتخابات مجلس از این ستاد به اکانت‌های واقعی و اکانت‌های فیک به شکل دو خط موازی در دوره یازدهم تغییر ماهیت داد.


بزرگترین تحولی که در ستاد دکتر داوودی در دوره یازدهم نسبت به دهم اتفاق افتاده بود ریزش اکانت‌های فحاش دوره قبل، از این ستاد بود؛ یا ریزش کردند یا در فضای مجازی به صورت دستوری ظاهر نشدند. 

آرایش در این دوره اینگونه بود که دو اکانت واقعی بحث‌های روزانه را پی‌گیری می‌کردند. اکانت صهیب‌شقاقی که این دوره بیشتر از یک نیروی نظری به یک نیروی تهاجمی کف میدان تبدیل شده بود و آقای امین صدیق مثل دوره قبل که سبک خاص خود را داشت، با آن تعبیرهای منحصر به فرد خویش. علت تغییر نقش صهیب شقاقی را می‌توان متوجه دو دلیل دانست؛ 

اول) کنار کشیدن آقای قاسم حیدرپور و علی باقریان از نقش‌های کف میدانی دانست و تغییر مکان‌های آرایش آنها. 

دوم) اُفت کیفیت بحث‌های انتخاباتی در فضای مجازی و عدم امکان بحث آنها به دلایلی که آنها را در یادداشت مربوط به پویش جناب آقای دکتر نصیرپور بیشتر خواهم شکافت، باعث شد نیازی به نیرویی که بحث‌های جدی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را دنبال کند نباشد.


اما از سوی دیگر

در جنگ‌های مربوط به فضاهای مجازی در دوران انتخابات در دوره‌های اخیر در سطح شهرستان‌ها، اکانت‌های فیک به سبب دامنه عملیاتی بالا و عدم مسئولیت حقوقی در برابر صحبت‌هایشان از محبوبیت خاصی میان گردانندگان این جنگ‌های انتخاباتی برخوردار شده‌اند.

پویش انتخاباتی این ستاد که در پرونده خود خلق شخصیتی فیکی چون امیر حسینی را در دوره دهم انتخابات مجلس داشت. این نوبت نه همان برگ قبلی، بلکه برگ آس جدیدی را رو کرد. این بار از شخصیت امیر حسینی که یک کارمند مذهبی، بازنشسته با بیماری قلبی حاد، که تنها هدف‌اش نجات سراب بود دست شست و شخصیت‌هایی چون محمد نجفی و سید یاور فاطمی را خلق کرد. 


تیپ سازی برای اکانت‌های فیک در گروه‌های تلگرامی در سطح شهرستان‌ها یکی از مباحث مهم برای واقعی شدن و تاثیرگذاری آنهاست.مثلا اکانت فیک محمد نجفی شخصیتی تو دار بود و کمی دست به عصا، چون نقشی که برای او تعریف شده بود آن را اقتضا می‌کرد، اکانت فیک  دوم سید یاور فاطمی بود، زیرک و رند که بیشتر دوست داشت اعضای ستاد مقابل را دست اندازد و بحث‌های منطقی ستاد را با سوابق قابل نقد حریف که برای تضعیف پایگاه رای حریف تدارک دیده شده بود پیش ببرد.


دو اکانت فیک سید یاور فاطمی و محمد نجفی تقسیم کار قابل اعتنایی را در دوران فعالیت خود انجام داده بودند. سید یاور فاطمی که محوری‌ترین اکانت فیک این دوره ستاد بود، بیشترین بازدهی را در فضای تبلیغاتی علیه پویش آقای نصیرپور خلق می‌کرد؛ با استفاده از اکثر تاکتیک‌های جنگ روانی که در یادداشت از اینجانب با عنوان "تحلیلی بر فضای مجازی انتخابات دوره یازدهم مجلس قسمت دوم" بدان پرداخته شده است، استفاده می‌کرد.


آدرس یادداشت در همین وبلاگ

https://redlight.blogsky.com/1398/11/28/post-50/


 بسیاری به اشتباه بر این تصور بودند که اکانت با نام سید یاور فاطمی را آقای جعفر اعتمادی می‌گرداند؛ در روزهای آخر حتی گرداننده این اکانت را آقای قاسم حیدرپور معرفی می‌کردند‌‌. در حالی که سبک نوشتار و اداره فضا برای رسیدن به هدف در این اکانت دارای مشخصاتی بود که این اشخاص از آن پارامترها برای پیش‌برد مباحث‌شان  استفاده نمی‌کنند. حتی ادبیات اکانت و قدرت جمله‌بندی آن در فضای مجازی شهرستان سراب کم نظیر بود. 

اما اکانت فیک دوم و تاثیرگذار محمد نجفی بود. محمد نجفی، نقش پخش و گسترش اطلاعات راجع به نقاط ضعف آقای نصیرپور را به عهده گرفته بود. افشای مدارک جمع آوری شده اصلی، مثل به اشتراک گذاشتن فایل صوتی مکالمه یکی از رقبا با نماینده شورای شهر، در حیطه وظایف این اکانت بود، که پس از افشاگری فایل صوتی از گروه تلگرامی رادیو‌سراب که یکی از اصلی‌ترین گروه‌های تلگرامی فعال در سطح شهرستان بود اخراج شد. اما در گروه‌های دیگر کم و بیش فعالیت می‌کرد.


این چهار اکانت، یعنی دو اکانت آشکار و دو اکانت فیک در مجموع اعضای اصلی و تعیین کننده پویش فضای مجازی دکتر داوودی بودند. یک تقسیم کار زمانی هم داشتند، بیشتر اوقات اکانت‌های فیک از صبح تا ساعاتی از عصر فعالیت می‌کردند و از عصرگاه صهیب شقاقی وارد مجادلات می‌شد. در کنار بسیاری از اکانت‌های دیگر که بیشتر نقش سیاهی لشکر و پشتیبانی را بازی می‌کردند.

نتیجه اینکه اگر بخواهیم مباحث دنبال شده در دو گروه تلگرامی رادیو‌سراب و سراب‌مدرن را ملاک قرار دهیم:


عملکرد این ستاد در فضای مجازی را می‌توان بهتراز دوره قبل دانست.به دلایلی چون:


 عدم فحاشی از سوی چهار اکانت اصلی فعال

نوآوری در استفاده از شخصیت‌های حقیقی و مجازی

عدم تکرار سناریوی قابل حدس دوره قبلی از سوی رقیب انتخاباتی

انسجام و هماهنگی نسبی بین عملکرد چهار اکانت اصلی فعال


در مطلب بعدی به مطالعه نحوه عملکرد ماشین تبلیغاتی آقای دکتر نصیرپور در فضای مجازی شهرستان سراب خواهم پرداخت. 


فریبرز نعمتی

@tammollaat 

تحلیل فضای مجازی در انتخابات دوره یازدهم مجلس (قسمت دوم)

عنوان فرعی: چند و چون تبلیغات سیاسی در فضای مجازی 


وضعیت فاجعه است. به معنی کامل کلمه...

"جنگِ کلمات" در عریان‌ترین شکل ممکن است. اما به قول ما آذری‌ها: تا بولانماسا دورولماز!!! [کدر نشود، شفاف نمی‌شود]


چند روز بیشتر تا انتخابات مجلس یازدهم نمانده است. رهایی از این جو "وحشت و انقباض"، برای مصرف‌کنندگان این فضا در شهرستان‌ها نزدیک است.


چرا وحشت و انقباض؟!!!


وحشت به سبب روبرو شدن با پیام‌های عجیب و غریب از سوی نام‌های مستعار؛ انقباض به سبب نوعی کلافه‌گی ذهنی که فشار زیادی را به مصرف‌کننده و جمعیت هدف تبلیغات وارد می‌کند.


فضای مجازی پر شده از نام‌های مستعار فعالین ستادها. هدف و کوشش نام‌های مستعار، تقویت روحیه جبهه خودی و تضعیف جبهه رقیب است و مهم‌تر از همه فرار از پیامدهای حقوقی حرف‌هایی که بر زبان می‌رانند. البته این وظیفه حرفه‌ای آنهاست، نمی‌توان به آنها خرده گرفت. اما برخی نام‌های مستعار گویی مسئله برایشان جدی‌تر از یک رقابت انتخاباتی‌ست. این نام‌ها که همان شخصیت‌های شناخته شده اطراف ما هستند، با ماسک‌های بر صورت گذاشته، به لطف نام‌های مستعار تلگرامی، تمام حرف‌هایی را که سال‌هاست در سینه تلنبار شده است؛ بی‌نظم، بی‌قاعده، بی‌تصرف بیان می‌نمایند.


ما امروز شاهد بازی‌ای به نام بازی "بالماسکه" در فضای مجازی گروه‌های انتخاباتی هستیم. بالماسکه جشنی است که اولین‌بار در عروسی چارلز ششم، شاه فرانسه در سال ۱۳۹۳ میلادی اتفاق افتاد. امروزه در کنار جشن بودن، بالماسکه یک بازی‌ست. در جشن بالماسکه، میهمان‌ها با لباس مبدل و ماسک در مراسم جشن حاضر می‌شوند. اما کسانی که از این جشن یک بازی ساختند برای آن فلسفه‌ای هم تدارک دیدند.


 فلسفه این بازی مبتنی بر حافظه و بلوف زدن است.


 ماسک به صورت‌ها، حافظه‌ها را مغشوش می‌کنند و روایت خود را از سال‌های گذشته تشریح می‌نمایند. آنها قابلیت دست‌اندازی در تعداد سال‌های تاریخ را هم دارند. یکی تا چهارسال دوست دارد به گذشته بازگردد یکی تا هشت یا دوازده سال یا حتی سال‌های دورتر. 


می‌خواهند حافظه‌ها را معماری کنند!


بخش دومِ بازی، بلوف‌زدن است. در این فضا شخص خودش نیست، بلکه ادعا می‌کند شخصی خیالی‌ست اما به شدت واقعی. قدرت شخصیتی بالماسکه‌بازها و هوش آنها جایگاه ایشان را در تحلیل نهایی مشخص خواهد کرد. چیزی نمانده تا پایان تنها چهار روز.


آنها قابلیت آن را دارند که حتی یک خبر دروغ، یا تفسیری سلیقه‌ای از یک واقعیت را بیان کنند. در ادامه در حول و حوش آن سوال طرح کنند و پرس‌وجو نمایند.آنچنان گیج‌تان کنند که ندانید کجائید!!!


انواع تکنیک‌های متفاوت تبلیغات سیاسی را در عملکرد آنها می‌توان مشاهده نمود:


۱) تکنیک بندواگن: ترغیب مردم به انجام کاری خاص

۲) تکنیک تستیمونشیال: استفاده از کلمات و ایده‌های یک فرد مقبول عموم جامعه 

۳) تکنیک انتقال: استفاده از خصوصیات یک شخصیت برجسته برای ارتقا یا تخریب او.

۴) تکنیک تکرار زمانی: با تکرار مداوم یک کلمه، یا جمله یا ایده کار خود را پیش بردن و مفهومی را بر ذهن مردم حکاکی کردن.

۵) تکنیک برانگیختن احساسات: برای تسخیر ذهن توده‌های مردم.

۶) تکنیک برچسب‌زنی: با برانگیختن تعصبات یک عده از مردم علیه عده‌ای دیگر.

۷) تکنیک شعارهای فریبنده: برای تحریک حس طمع

۸)تکنیک توسل به اکثریت: کلاسیک‌ترین نوع حقانیت

۹) تکنیک سیاه و سفیدنمایی: اغراق در وضعیت‌ها

۱۰) تکنیک استفاده از حقیقت‌های گزینشی: همان سانسور است.

۱۱) تکنیک حمله به شخصیت فرد: لجن‌مال سازی

۱۲) تکنیک دروغ بزرگ: هر چه بزرگتر باورکردن‌اش راحت‌تر از (گوبلز)

۱۳) تکنیک توسل به ترس: ایجاد اضطرار در تصمیم‌گیری

۱۴) تکنیک تضعیف روحیه: برای پیوستن به رقیب

۱۵) تکنیک گیسو گالوپ: برای به اشتباه اندازی

و سایر روش‌های دیگر...


بحث‌های اطراف‌تان را مرور کنید، احتمالا مصادیق بسیاری را برای آن خواهید یافت.

شاهی که ماسک گدا را می‌زند. قاضی‌ای که ماسک پلیس را می‌زند. دهقانی که نقش پزشک را بازی می‌کند. کارمندی که در حال القای خود به عنوان یک نظامی است....


اطراف‌مان مملو است از ماسک‌های شب جشن بالماسکه.



تحلیلی مقدماتی از فضای مجازی در دوره یازدهم انتخابات مجلس

با توجه به رکودی که در فضای سیاسی کلان شهرها حاکم است و اصلاح‌طلبان تقریبا تا این لحظه بازنده انتخابات هستند، اصول‌گرایان  با توجه به پایگاه رای ثابتی که دارند، برنده کلان شهرها خواهند بود.

اما بازی در شهرهای کوچک همیشه به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. رقابت‌ها همیشه جدی است، با انگیزه‌هایی چون: قومی، قبیله‌ای، کینه‌توزی، رو کم کنی، رای‌های سلبی و نهایت جمعیتی که با بینش سیاسی خاص خود و آگاهانه رای می‌دهند نیز کم نمی‌باشند. در یک کلام مردم ساکن در شهرستان‌‌های کوچک، تنها شانس خود برای تاثیرگذاری بر قدرت را به سادگی از دست نمی‌دهند‌.

در میان داوطلبین نمایندگی مجلس به نظر می‌رسد سه تیپ داوطلب قابل شناسایی است. 

الف) داوطلبین اصلی

ب) داوطلبین ایذایی و غیر واقعی که اجیر شده برای شکستن میزان رای رقبا از سوی داوطلبان اصلی می‌باشند.

پ) سیاهی لشکرها که دو گروه می‌باشند. یا چهره‌‌ی انتخابات‌ بعدی می‌خواهند باشند و یا اشخاصی هستند که بنا به هر دلیلی دوست دارند در این بازی سیاست باشند.

برای انتخاب از میان این سه گروه جمعیتی، فضای مجازی یکی از منابع مهم تصمیم‌گیری است. اما حالِ فضای مجازی، حالِ عادی نیست.

تنها تعبیری که به ذهن نگارنده می‌رسد:

"گسیختگی فضای مجازی" است. 

برای مثال اگر مورد بررسی ما شهرستان سراب در آذربایجان‌ شرقی باشد، می‌توان موضوع را مصداقی‌تر(کیس محور) بررسی کرد.

در دوره دهم انتخابات مجلس شورای اسلامی، گروه تلگرامی "کافه خبر سراب" به مدیریت جناب آقای جواد عباس‌زاده از خبرنگاران با سابقه شهرستان سراب، محوری‌ترین کانال تلگرامی بود که توانسته بود با حدود پانصدنفر عضو در روزهای آخر، نقطه ثقل فضای مجازی شود و تاثیرگذاری قابل توجهی را در روند حرکت افکار عمومی در این فضا بازی کند. 


اما فضای مجازی دوره یازدهم انتخابات مجلس، غرق در آشفتگی‌ست و بلبشوی منزجر کننده‌ای بر اتمسفر فضای مجازی آن حاکم است. 

به نظرم علل آشفتگی را اینگونه می‌توان صورت‌بندی کرد:

۱) تعداد بالای گروه‌های تلگرامی

هر یک از کاندیداهای اصلی دارای یک گروه مستقل شده‌اند. 

در کنار آنها گروه تلگرامی "رادیو سراب" به عنوان گروهی که قدیمی‌های فضای مجازی در آن فعالیت دارند، البته با تعداد اعضای نسبتا کمتر، اما واقعی‌تر؛ 

و تعداد زیادی گروه‌های ریز و درشت،

 باعث شده‌اند فضای مجازی سردرگم شود. علاقمندان فضای مجازی از این گروه به آن گروه، از آن یکی هم به دیگری می‌روند! در نهایت نمی‌دانند کجا هستند. بمب‌باران اطلاعاتی بیش از حد بهینه، نهایت منجر به بی‌اطلاعی می‌شود.

۲) تکیه مدیریت‌ها بر افزایش تعداد اعضا به منظور پیروزی در جنگ‌روانی

برای مثال یکی از این گروه‌های تلگرامی به منظور دادن اجازه فعالیت به اعضا از ترفندی استفاده کرده کارستان!!! شما در گروه کذا زمانی اجازه فعالیت می‌یابید که پنج نفر دیگر را هم در گروه عضو کنید. این یعنی رشد نمایی و قارچ‌گونه اعضای گروه و شاید برنده شدن در جنگ روانی تعداد اعضا.

۳) مدیریت ضعیف گروه‌ها

توهین‌ها و جدل‌هایی که اعضا در این گروه‌ها بر هم روا می‌دارند، از سوی مدیریت گروه‌ها تحت کنترل نمی‌باشد. در حالی‌که در دوره قبل وضعیت بسیار بهتری بر مدیریت گروه‌ها حاکم بود. زیرا مدیریت‌ها در نسل جدید گروه‌های تلگرامی به سبب در اولویت قرار دادن تعداد، بر کیفیت؛ قادر به اتخاذ تصمیمات انضباطی بر اعضای خود نیستند.

۴) عدم توجه به کیفیت محتوای تولید شده در گروه‌ها

 پیامد؛تلف کردن وقت برای مطالعه مطالب.

۵) عدم وجود نظم در بسته‌شدن و بازگشایی گروه‌ها

 در بسیاری از گروه‌ها رویه مشخصی حاکم نمی‌باشد و این اوقات، ساعت‌هایی طلایی برای بر هم زنندگان نظم مهیا می‌نماید.

۶) عدم نظارت مدیریت‌ها بر تولید پیام‌های بی‌محتوا 

برای مثال حجم بالایی از پیام‌های گروه‌‌های منتسب به کاندیداها به این مضمون است: " به امید پیروزی کاندیدای X"

۷) عدم تولید پیام‌های تحلیلی و کارشناسی شده در گروه‌ها

۸) رویکرد پروپاگاندا محور از هر سه نوع سفید، خاکستری و سیاه به جای روش‌های اخلاقی و نظام‌مند

۹) کولاک اکانت‌های جعلی. 

پدیده‌ی نهم به اندازه‌ای فراگیر است که تعداد اعضای با اکانت‌های فیک بر تعداد اعضا با اکانت‌های واقعی می‌چربد و جریان‌ساز اصلی نیز به صورت طبیعی همین اکثریت فیک هستند.

متاسفانه فرهنگ ایرانی هنوز نتوانسته به این سطح از آگاهی برسد که یا صحبت نکند، یا اگر صحبت می‌کند پای صحبت خود بایستد. در تاریخ رسم بر این بوده است که برخی نویسندگان چیره‌دست بنا به مواضع سیاسی‌شان که با تهدید از سوی حاکمیت وقت مواجه می‌شدند از اسم مستعار استفاده نمایند. اما برای تولید محتوای انتقادی و استخوان‌دار و نه برای فحاشی، تخریب و بی‌مسئولیتی اخلاقی.

۱۰) فضای جنگی

جو که انتخاباتی می‌شود، فضای گروه‌ها در شهرستان‌ها، فضای جنگ است. از هر طرف گلوله می‌بارد. کمی در فضای گروه‌ها عمیق شوید. اگر اهل فیلم و سینما باشید توصیه می‌کنم برای درک بهتر این فضا ده دقیقه اول فیلم "نجات سرجوخه رایان" که روایت نبرد نورماندی در جنگ جهانی دوم است را مشاهده کنید. درک بهتری از حال و هوای فضای مجازی پیدا می کنید.


فریبرز نعمتی

@tammollaat

تجارتِ خودکشی و یک ایده استارتاپی

الان داشتم در کتاب "جرائم علیه اشخاص" دکتر میرمحمد صادقی مطلب جالبی می‌خواندم، گفتم بد نیست به اشتراک بگذارم. از آن دست مطالب جلل‌الخالقی است!!! با اینکه با به اشتراک گذاری مطالب حقوقی میان مردمی که شغل حقوقی ندارند زیاد موافق نیستم. 


زیرا مطالب حقوقی حتی گاهی در عین سادگی نیاز به مراجعه به قوانین موازی و خاص، تفسیرهای پیچیده و حتی نکته هایی پنهان دارند، که غیر متخصصین بدان دسترسی ندارند و باعث کار دادن دست خودشان می‌شود. بماند که خود متخصص هم تحت این مفاهیم دچار سزارین (زایمان زودرس) یا به قول فرهنگستان زبان فارسی دچار "رستمانه" می شود. گاه کار دست خودش هم می دهد.


اما برای شروع مطلب، اول این نکته را بگویم که در ایران خودکشی جرم نیست، معاونت در آن هم جرم محسوب نمی‌شود؛ مگر اینکه تهدید، ترغیب، تسهیل، یا تعلیم شیوه ارتکاب خودکشی در میان باشد، که آنگاه این عمل وصف مجرمانه می‌یابد.


استاد میرمحمدصادقی می‌فرمایند: "در سوئیس و اسکاتلند کمک به خودکشی جرم نیست. مثل خود ما. اما نکته جالبی که وجود دارد این است که در انگلستان عده ای دلال خودکشی وجود دارند. کار این دلال‌ها این است که افراد خواهان خودکشی را به اسکاتلند و سوئیس می‌برند تا خودکشی کنند!


زمانی که پلیس برای تحقیق سراغ این دلال‌ها رفته، در میان مدارک این دلال‌ها نامه‌های جالبی هم پیدا کرده. در این نامه‌ها، افراد تشکر فراوانی از این دلال‌ها کرده‌اند که راهنمایی و مساعدت لازم را برای خودکشی آنها نموده‌اند.


مورد بوده است که زن ۶۳ ساله‌ای به دلیل بیماری صعب العلاج خود، همراه دو دختر و یک پسرش، به زوریخ سفر می‌‌کنند. پس از آنکه در طول روز با هم به نقاط دیدنی شهر می‌روند، در هنگام شب گرد میز شام جمع می‌شوند و مادر، در میان اندوه فرزندانش، نوشیدنی مسموم را، که با کمک دلالان خودکشی تهیه شده است، می نوشد و جان می‌بازد."


این دلالی عرف خاص خودش را هم دارد. دلال‌ها نباید خودشان داروی مهلک را بخورانند یا تزریق کنند، بلکه باید خود داوطلب ِخودکشی، این کار را انجام دهد. قربانی هم به زبان عامیانه باید عقل سلیم داشته باشد. سوئیسی‌ها برای اینکه زیادی این تجارت رونق نگیرد، گفته‌اند نباید وسط پول رد و بدل شود. به عبارت دیگر فقط خیرین می‌توانند در این فرآیند خودکشی فعال شوند. اما نمی‌دانم چگونه کاری که اجر دنیوی‌اش را مصادره کرده‌اند و اجر اخروی را هم که ادیان دو قبضه تعطیل کرده‌اند در قالب کار خیر می توان زورچپان نمود.


احتمالا بساط پول‌شویی هم به راه است.


نکته قابل بیان این است که مساعدت به خودکشی دیگری با کشتن دیگری بنا به درخواست خود او (اوتانازی) متفاوت است. یعنی فاعل خودکشی اکیدا بایست خود شخص باشد.


 اینکه خودکشی نیز می تواند تبدیل به یک بیزینس پرسود شود دور از انتظار نیست.


مخصوصا با این وضعیت روانی که بر ایران حاکم شده است، تصورم بر این است یک ایده استارتاپی، در عرض چند شب بتواند راهی چند ده ساله را بپیماید. به شرطی که بلایایی که در این ده روز برما گذشته امانی برای علاقمندان این ایده باقی گذارد. کشته شدن بالای ۲۰۰ نفر در چند روز. فکر کنم سرعت کشته شدن ما ایرانی‌ها این ایده استارتاپی را نیز به خاک سیاه نشاند. 


البته منظور از این متن و پیشنهاد این ایده استارتاپی تنها یک "مزاح تلخ" بود.


فریبرز نعمتی


@tammollaat